سلام . نمی دونم چی بگم از کجا بگم فقط می خوام بگم حرفای دلم رو من دارم یا بهتره بگم داشتم فکر کردم که از این به بعد با تو راحت تر حرف بزنم . بین خودمون ، خسته شدم از اینکه هی فعل ها رو کامل به کار ببرم . توی دنیایی که هیچ چی کامل نیست ، فعل کامل چه دردی رو دوا می کنه ؟
به دنبالت می گردم ای گمشده ی روزها و شبهای من ... کجایی ؟ نیستی ؟ کاش بودی تا سر بر شانه ات می گذاشتم ... تا میگریستم ... ز دست این دنیای بی وفا که مرا اینگونه کرد ... اری ... کاش می یافتمت ... کاش چشمانم را می بستم و می گشودم و تو را احساس می کردم عزیز دل ... باشد نیستی ... هر جا هستی خوش باشی ... تنها نفس بکش چون من با تنفس تو زنده ام ... ای تنهاترین گمشده ام ...
صدای چک چک اشکایت را از پشت دیوار زمان میشنومو می شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب برای ستاره ها ساز دلتنگی می زنیو من می شنوم ومی شنوم هیاهوی زمانه را که تو را از پریدن وپر کشیدن باز می دارد
آه ای شکوه بی پایان ای طنین شور انگیز من می شنوم به اسمان بگو که من مشکنم هر انچه تو را شکسته ومی شنوم هر انچه در سکوت تو نهفته
کاش دوستی ها مثل رابطه چشم ودست بود که وقتی دستت زخم می شه چشت گریه کنه ووقتی چشت گریه کرد دستت اشکاشو پاک کنه
سلام حالتون خوبه یه چند روزی هست دلم گرفته با زمین وزمان جنگ و دشمنی دارم با چند تا از دوستام بی خود و بی جهت حرف نمی زنم امروزم با دهاتی قهر کردم
اخه دلم به اندازه ی یه ابر پاییزی گرفته بغض کرده اما نمی زارن ببارم اخه بهاره جای ابرای پاییزی این جا نیست ..........میگن نبار قانون دنیا به هم می ریزه ...میگن صبر کن بغضتو نگهدار .....ولی مگه می شه
ای دختر سرزمین من امشب برای هر دویمان گریه کردم برای من وتو برای ما که جایگاه ثابتی نداریم ازادی را در یک چیز دیدم در اینکه این نسل با نسل گذشته چندان فرقی نداره روشنفکران غیر مستقیم حرف کوتاه فکران گذشته را( به قول خودشان) می زنند . با چشمان خودم دارم می بینم که پسر خانواده در سرزمین ما اگه خانه یمان را ویران کند حق خودش است هر ادعای او منطق به حساب می اید وتو، تو ای موجود ظلم را قبول کرده از ناچاری........... تو حق کوچکترین ادعای را نداری ، اگر بخوای خودت را ادم حساب کنی از حریمت تجاوز کرده ای وپایت را از گلیمت دراز تر کرده ای ، تو حق دخالت در امور منزل را نداری ،غیر مستقیم به ما می گویند که جای تو اینجا نیست و نمی توانی تا ابد مجرد بمانی می بینیم اگه پسر هایشان به تو تو هین کند حق خودش است چون تو در حیطه برده ان ها هستی ...........اری برده چون تنها اسم ها عوض شده و نقش ها هیچ فرقی نکردهتو حق نداری از خودت دفاع کنی چون حیای خود را زیر پا می گذاری می گریم به حال خودم وتو ............ دست همه شعارهای بی جواز والدین برام رو شده .........ازدواجت رو استقلال به حساب می اورند برایت جالب نیست یعنی حتما باید ازدواج کنی حتما باید چنین جیزی را قبول داشته باشی واقعا عجیب است
ایا دختر بودن جرم است که با ما همچون مجرم رفتار می شود
خسته بودم می رفتم بازم پاییز بودخزون بود تو اون کوچه اما این بار تنهای یاد اون روز افتادم که با هم تو همین کوچه قدم می زدیم چه لحظه شیرینی بود..................
اره بعد از اون همه سختی به هم رسیدم وبا هم می رفتیم اون روز احساس می کردیم تو اون کوچه
خلوت با اون برگ های زرد با اون صحبت های عاشقونمون احسای ترین و عاشقانه ترین روز رو داریم............
ما برای هم قسم خوردیم که دروغ نگیم اما همه رفتارامون همه حرفامون همهی دوستی هامون دروغ بودما گفتیم واسه پایداری عشقمون صادق باشیم اما واسه پایداری عشقمون از روی دروغ قسم خوردیم که صادق باشیم
از همون اول دروغ بود اصلا اون همه سختی رو تحمل کردیم که به هم برسیم نه واسه همدیگه واسه این که تنها نمونیماره ما از ترس تنهای هم دیگه رو دوست داشتیم پس دوس دارم هامونم دروغ بود
ما قول دادیم عشقی رمانتیک داشته باشیم که توش تنهای و بی رحمی نباشه اما ما از همون اول بی رحم بودیم که اون برگ های عاشق درختو که به بهانهی پاییز افتاده بودن رو زیر پامون خرد می کردیم اره اونا زیر پامون جیغ می کشیدن حتی صدای شکستنشو نو هم می شنیدیم و بی تفاوت می رفتیم.............
حتی اون گل که بهت دادم وتو دستت داشت گل قرار بود گل عشق باشه از رو عشق بود اما ما چه بی رحمانه اونو پرپر کردیم تا با هاش فال بگیریم اره. نه.. اره........... اخرش که نه شد ولی ما به بهانه اونی که به این فالا اعتقاد نداریم حتی سا قشو بر نداشتیم و انو تو کوچه پرت کردیم کوچه شاهد بودو اونا رو لحظه به لحظه به یاد من می اورد
اره عشقی که پر از دروغ بود روبا بیرحمی اغاز کردیم وبه تنهای خاتمه پیدا کرئ
شكست غرور اى قطره هاى عاشق جام زندگى تهى ز غرور نيست عهد و وفا را نشكنيد ***** رنگ جفا جمله سنگ جفاست بوسعت دوستى نواى خوش بازتاب آتش زا را نشكنيد ***** پهن دشت زندگي بيم آوازشرمگين دارد وخار خليده در دل اين زمزمه ناب مفهوم معناست مفهوم معنا را نشكنيد